مرتضى مطهرى
401
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
نقل مىشد و نخستين كسى كه تفسير قرآن را به صورت كتاب درآورد مجاهد بود ( متوفّى در 104 هجرى ) . سپس امثال واقدى و طبرى در قرن دوم و سوم تفسيرهايى نوشتند « 1 » ولى البته اين نظر صحيح نيست . ابن عباس و حتى سعيد بن جبير پيش از مجاهد به نگارش تفسير قيام كردهاند . اين نظر جرجى زيدان تابع يك نظر كلى ترى است كه مدعى است مسلمين در تمام قرن اول هيچ تأليفى نداشتهاند . نظر جرجى زيدان با دلايل قطعى مردود شناخته شده است . ما در ضمن فصول آينده به بطلان نظر او اشاره خواهيم كرد . ايرانيان همانطور كه به فن قرائت قرآن اهتمام ورزيدند به فن تفسير نيز اهتمام ورزيدند . اهتمام ايرانيان به تفسير و فقه و حديث كه مستقيماً با متن اسلام مربوط بوده است از هر مورد ديگر بيشتر بوده است . براى ما فعلًا ممكن نيست همهء مفسران ايرانى را از صدر اسلام تا عصر حاضر معرفى كنيم . اگر بناى چنين كارى باشد « مثنوى هفتادمن كاغذ شود » . در هر قرنى صدها و هزارها مفسر وجود داشته است و صدها تفسير نگاشته شده است . تحقيق دربارهء همهء آنها و جداكردن ايرانيان از غيرايرانيان يك عمر وقت مىخواهد . ولى براى اين كه نمونهاى از خدمات ايرانيان در تفسير ارائه داده شود كافى است كه نظرى به تفاسير برجسته و مفسران مشهور و معروف ميان مسلمين بيندازيم ؛ خواهيم ديد اكثر اين مفسران ايرانى بودهاند . ما اين افراد را از ميان كسانى انتخاب مىكنيم كه يا چون از مفسران اوليهاند ، اسمشان و رأى و نظرشان زياد در تفاسير ذكر مىشود و يا تفسيرى برجسته و قابل توجه از آنها به يادگار مانده است . دستهء اول يعنى مفسران اوليه كه آرائشان در كتب تفسير زياد نقل مىشود ، بعضى صحابى و بعضى تابعى و بعضى از شاگردان و يا شاگردانِ شاگردان تابعين بودهاند از قبيل ابن عباس ، ابن مسعود ، ابى بن كعب ، سدى ، مجاهد ، قتاده ، مقاتل ، كلبى ، سبيعى ، اعمش ، ثورى ، زهرى ، عطاء ، عكرمه ، فراء و غير اينها . بعضى از اينها شيعهاند و بعضى غيرشيعه و همچنين بعضى ايرانىاند و بعضى
--> ( 1 ) . تاريخ تمدن ، ترجمهء فارسى ، ج 3 / ص 95 .